آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
87
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
طرخان فرستاد كه از امپراطور روس اجازه بخواهد كه ما صحيح و سالم از مملكت او عبور نماييم . از اين قصر تا شهر مسكو ما با رودخانه و از خشكى سفر كرديم و دو ماه و نيم طول كشيد . در تمام اين مدت سر آنتوان و رفقاى او با سفراى ديگر شاه ايران و خدم و حشم آنها جميعا مهمان امپراطور روس بوديم زيرا كه رسم آن مملكت اين است كه وقتى اين قسم مسافرين از خاك آنها عبور مىنمايند در تمام مدت سفر خود مهمان دولت هستند و هر غذايى كه مجانا جلو آنها مىگذارند بايد همان را بخورند . گذشته از اين ، يك دسته قراول هم بر آنها موكل مىنمايند به طورى كه حالت آنها در مدت اين سفر چندان تفاوتى با حالت محبوسين ندارد . از حاجى طرخان از روى رودخانه ولگا كشتىرانى نموديم تا اين كه رسيديم به شهر كوچكى موسوم به نكسن كه در واقع قريب دو ماه طول كشيد . در اين مدت هيچچيز قابل اعتنا و شايستهء ذكر مشاهده ننموديم جز سه چهار قصر چوبى كه براى قراول رودخانه ساخته بودند . اين رودخانه فوايد زياد براى امپراطور روس دارد . تاتارهاى زياد از روى رودخانه از مكانى به مكان ديگر رفته در خانههاى كوچك كه بر روى چرخ ساخته شده است زندگى مىكنند و هميشه در حركت هستند و مواشى و دواب زياد دارند و در تبعيت امپراطور زندگى نموده و به او باج مىدهند . در اثناى راه يك جاى قشنگى ديديم موسوم به كاسان و از آنجا به نكسن آمديم . در اثناى راه ما بين سر آنتوان و سفير ديگر منازعهاى دست داد زيرا كه سر آنتوان بعضى كارهاى قبيح او را كه اسباب